..........

مهارت‌های زندگی (مهارت پنجم: تفکر نقادانه)

مهارت‌های زندگی

هیچ فکر کرده اید چرا بعضی از افراد در زندگی موفق تر از دیگران به نظر می رسند؟
نه اینکه این‌ها مشکلی نداشته باشند بلکه می دانند چطور با مشکلات شان برخورد کنند. این افراد مهارتهایی دارند که شاید بقیه نداشته باشند. بعضی از آن‌ها ذاتا یا به دلیل نوع تربیت خانوادگی، این ویژگی را دارند و برخی آموزش دیده و روی خود کار کرده اند. استعدادها و نقاط قوت خود را به خوبی شناخته اند و آن‌ها را پرورش داده‌اند. می توانند با دیگران روابط خوب و صمیمانه برقرار کنند، احساسات، آرزوها و خواسته‌های خود را بیان کنند، مسائلی را که در زندگی با آن‌ها مواجه می‌شوند حل کنند، برای زندگی خود تصمیمات درست بگیرند. می توانند وقتی دچار هیجان‌هایی مثل ترس، خشم، خجالت یا غم شدند، با آ ن‌ها کنار بیایند و هیجان خود را به شکل درست ابراز کنند تا به خود و دیگران صدمه نزنند.
تعریف سازمان بهداشت جهانی از مهارت‌های زندگی یا Life Skills عبارت است از: مهارت‌های روانی- اجتماعی که به ما کمک می کند با نیاز‌ها و چالش‌های زندگی روزمره بهتر کنار بیاییم.
مهارت‌هایی که به ما برای زندگی بهتر کمک می کنند و کسب آنها، زندگی موفق را تشکیل می دهد.

این مهارت‌های دهگانه زندگی عبارتند از:
۱٫ خودآگاهی
۲٫ تصمیم گیری
۳٫ حل مسئله
۴٫ تفکر خلاقانه
۵٫ تفکر نقادانه
۶٫ مهارت ارتباطی
۷٫ مهارت مدیریت رابطه
۸٫ همدلی
۹٫ مدیریت احساسات و هیجان
۱۰٫ مدیریت استرس

همه این مهارت‌ها آموختنی هستند؛ آموختن در سطوح گوناگون به کودکان و بزرگ ترها.

تفکر نقادانه چیست؟

به چه کار زندگی می آید؟

تفکرنقادانه مهارت است. مهارت امری است که برای یادگیری آن به تمرین نیاز است.

«تفکر نقادانه میلی است شدید به جستجوگری، کنار آمدن با عدم قطعیت، انس گرفتن به اندیشیدن، احتیاط و هستگی در اظهارنظر و ادعا ، آمادگی همیشگی برای تامل کردن و مواجه شدن با اندیشه‌های جدید، احتیاط در تعمیم دادن و نظم ساختگی برقرار کردن میان پدیده‌ ها و دوری جستن از هرگونه فریب خود  یا دیگران در اندیشیدن .» اگرچه مهارت داشتن در تفکر نقادانه یکی از مهمترین ویژگی ها و پیش نیازها در روش علمی است اما کاربرد آن بسیار وسیع تر از علم است. ما به این مهارت نه فقط در علم، در سراسر زندگی مان نیاز داریم. شاید در وهله نخست وقتی با عبارت تفکر نقادانه مواجه می ‌شویم معنای واژه نقد و انتقاد کردن به ذهنمان خطور کند که معنای منفی آن عیب جویی کردن و معنای مثبت آن جدا کردن سره از ناسره (خوب ازبد) است، اما تفکر نقادانه ربط چندانی به معناهای بالا ندارد.

تعریف خیلی مختصرش این است که تفکر نقادانه مهارتی است برای اندیشیدن به شیوه ای شفاف و عاقلانه به منظور انجام عملی یا بررسی عقیده‌ای یا اتخاذ تصمیمی.

واقعیت این است که فکر کردن مهارتی است آموختنی و به تمرین نیاز دارد. تفکر نقادانه ابزاری است برای درست فکر کردن.

در واقع تفکر نقادانه با تاکید بر استدلال گرایی به دنبال بالا بردن سطح عقلانیت در جامعه است. کسی که مهارت تفکر نقادانه را آموخته و تمرین کرده است، در امور زیر تواناست.

  • با ساختار استدلال آشناست.
  • می تواند نقاط قوت و ضعف یک استدلال را ارزیابی کند.
  • خطاهای استدلال و مطالعات را می‌ شناسد.
  • با مسائل به طور سازمان یافته مواجه می‌شود و توانایی حل آن هارا دارد.
  • می ‌تواند بخش های اصلی، کلیدی و مرتبط با نظر، ادعا یا یک باور را تشخیص دهد.
  • می ‌تواند باورها، ارزش ‌ها و تصمیماتش را داوری کند.
  • می تواند نقاط ضعف و قوت یک دیدگاه یا بخش های درست و نادرست یک نظریا یک باور را از هم تفکیک کند.
  • می‌تواند برای مسائل پاسخ‌های متفاوتی ارائه دهد.
  • خطاهای شناختی ذهن انسان را می‌ شناسد.

در تفکر نقادانه سعی براین است که هر ادعا یا استدلالی پیش از پذیرفته شدن با استفاده از معیارهای معینی محک زده شود تا بتوان درباره عقلانی بودن یا نبودنش داوری کرد.

تفکر نقادانه فرآیندی است که برای بهبود در آن به تمرین مستدام نیاز است. شاید برای بهره مند شدن از این مهارت باید در سراسر طول عمرمان تمرین کنیم و سعی کنیم مدام توانایی مان را در آن بهبود دهیم.

تفکر نقادانه به چه کار می آید ؟

در دنیای امروز انسان ها با انبوهی از اطلاعات مواجه می ‌شوند که ممکن است در میان این انبوه اطلاعات ما با یک سری از اطلاعات اشتباه مواجه شویم و این در حالی است که در کنار این اطلاعات اشتباه تعدادی از آن ها اطلاعات درست و سازنده هستند.

تفکر نقادانه به ما کمک می کند تا درست استدلال کنیم، خلاقانه بیندیشیم و ارتباط بهتر و موثرتری با دیگران برقرار کنیم و در نهایت تصمیم بهتری بگیریم و در پایان  کمک می کند تا بتوانیم بهتر خوب را از بد و درست را از نادرست تشخیص دهیم.

 تفکر نقادانه و فضیلت های فکری و اخلاقی

تفکر نقادانه به بعضی از فضیلت های شخصی و فکری می انجامد که مهمترین آنها عبارتند از:

  • فروتنی و تواضع فکری: یعنی بدانیم و آگاه باشیم که دانستنی های بسیاری هستند که ما آنها را نمی دانیم.
  • شجاعت فکری: بسیاری از اندیشه ها هستند که ما آنها را خطرناک می دانیم و از مواجهه با آن ها می ‌ترسیم اما از لحاظ عقلانی موجه اند و از طرفی بسیاری از نتیجه گیری ها کاذب یا گمراه کننده اند. فهم این دو نکته ما را به شهامت فکری نزدیک می کند.
  • نگاه همدلانه داشتن با دیدگاههای مختلف: بدین معنا که با استفاده از نیروی تخیل مان، خودمان را جای دیگران بگذاریم تا بتوانیم آنها را واقعاً بفهمیم.
  • استقلال فکری: بدین معنا که با عقل مان، کنترل باورها، ارزش ها و استنتاج های خودمان را در دست بگیریم.
  • پشتکار فکری: بدین معنا که از دست و پنجه نرم کردن با پرسشها و ابهام ها و دشواری ها نگریزیم و برای مواجهه با آنها وقت و انرژی بگذاریم.
  • اطمینان به عقل و پایبندی به دلایل: بدین معنا که افراد تشویق  شوند تا نیروهای عقلانی شان را پرورش دهند و از این طریق خودشان در موضوعات مختلف به نتیجه برسند.
  • انصاف فکری: بدین معنا که تلاش کنیم با همه دیدگاه‌ها عادلانه و منصفانه برخورد کنیم و کمتر اجازه دهیم برخوردمان با برخی دیدگاه ها تحت تاثیر احساسات یا منافع خودمان قرار گیرد. معمولاً درهیچ مکان آموزشی و مدرسه‌ ای به بازی های مربوط به مهارت های تفکر نقادانه پرداخته نمی ‌شود و هیچ امتحانی برای آن گرفته نمی شود کودکان ما همه آموزش های علمی و ادبی و هنری را از مدرسه دریافت می کنند. اما کمتر به مهارت کارگروهی می‌ رسند. از این رو مربیان و والدین می ‌توانند با فراهم کردن شرایط بازی های دسته جمعی با تقویت مهارت تفکر انتقادی و بالا بردن مهارت های کار گروهی آنها را به سوی تفکر خلاق و انتقادی سوق دهند.
  • بازی «چه می توانید بسازید…» در این بازی کودکان به تیم‌های مختلف تقسیم شده و به هر تیم به طور برابر چند ابزار داده می‌شود مانند بلوک های ساختمانی، خمیر، شیشه و… و از آنها خواسته می شود تا چیزهایی بسازند. آنها باید با همفکری همدیگر چیزی بسازند. اما امتیاز به گروهی می رسد که سریع تر و کاربردی تر طرح خود را اجرا کند چون کاری که کاربردی و سریع آماده شود نتیجه کار تیمی منظم و سازمان یافته است.
  • بازی حفظ تخم‌ مرغ‌ها:

این بازی شاید کثیف کاری زیادی داشته باشد اما برای کودکان دبستانی بسیار مناسب است که بتوانند با یک حل مسئله مناسب ایمنی تخم مرغ ها را حفظ کرده و آنها را سالم به نقطه دیگر برسانند. در این بازی شما ۱۰ عدد تخم مرغ خام به هر تیم می دهید و از آنها می خواهید با هر ابزاری که در اختیار دارند آنها را به نقطه دیگر برسانند و حتی یک تخم مرغ هم نباید شکسته شود.

  • بازی داستان پردازی:

در این بازی کودکان به طور تیمی گرد تا گرد هم روی زمین می نشینند و سپس مربی به هر یک از آنها یک تصویر از حیوان، گل و گیاه، آدم و… می دهد. سپس خود شروع به ساختن قصه می کند «یکی بود یکی نبود توی یک جنگل سبز یک خرگوش زندگی می کرد…» سپس نفربعد می بایست با توجه به تصویری که در دست دارد ادامه قصه را بسازد و برای دیگران تعریف کند و نوبت به نفرات بعدی می رسد. این بازی به رشد حافظه کودکان و خلاقیت آن ها و نیز رشد کلامی شان کمک زیادی می کند.

  • بازی سناریوی «بدترین اتفاق»

این بازی نیازمند به کارگیری حل مسئله در کودکان است. مربی یک سناریو برای هر تیم تعریف می کند که مثلاً شما گروهی هستید که در یک جزیره متروکه رها شده اید و حالا قصد دارید به کشور خود باز گردید چه راه حل هایی برای بازگشت و زنده ماندن تک تک تان پیشنهاد می کنید یا مثلاً به گروه دیگر می ‌گوید: شما در دریا رها شده اید چه راه حل هایی برای رسیدن به ساحل دارید؟ در این بازی کودکان علاوه بر اینکه به راه حل ها فکر می کنند باید ده آیتمی را که درباره ایمنی یک فرد در نظر می ‌گیریم عنوان کنند.

  • بازی حرکت به سوی طلا

این بازی شبیه بازی «چه می توانید بسازید » است: تیم ها، هر یک موضوعی دریافت می کنند اما به جای اینکه به آنها چند ابزار و لوازم داده شود یک کیسه سوراخ وچند ابزار و لوازم داده می‌شود. در این بازی تیم ها می بایست تعدادی از سنگهای مرمر را از نقطه A به نقطه B ببرند. تیم‌ها هر یک می بایست با استفاده از لوله یا طناب یا مقوای نازک مسئله را حل کنند و آنها تنها یک بار شانس حمل این سنگ ها را دارند و اگر سنگی بر زمین بیفتد راه حل آنها موفق نبوده است.

  • بازی معما

اکثر کودکان از حل معما لذت می ‌برند. بنابراین مربیان می‌توانند از این فرصت طلایی برای به کارگیری روحیه همکارانه و کار دسته جمعی کودکان استفاده کنند. مربی می تواند برای هر گروه معما طرح کند و به آنها یک سرنخ بدهد. کودکان می بایست کار دسته جمعی کرده تا به سرنخ اصلی رسیده و معما را حل کنند. در این بازی آن ها آزادند تا از هر ابزار و هر محیطی که برای حل مسئله شان لازم است استفاده کنند.

سخن آخر اینکه تفکر نقادانه هویتی برای ما می سازد که می توانیم بدان افتخار کنیم. تفکر نقادانه را به خاطر خودمان و جامعه ای که در آن زندگی می ‌کنیم به کار گیریم و گسترش دهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *